عباس اقبال آشتيانى
558
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
شد و در تصاوير نقش صورتهاى مغولى با چشمهاى بادامى و گونههاى برجسته معمول گرديد و اين اختلاط سبك كار چينى و ايرانى در عهد تيموريان به اوج خود رسيده است . صنايع ديگر متأسفانه به علت عدم توجه مردم ايران به جمعآورى آثار صنعتى و اشياء مصنوع عهد قديم و ناقص بودن تحقيقات علماى علم آثار در اروپا و امريكا هنوز چنان كه بايد معلومات علمى كافى براى فهم تاريخ صنايع گذشتهء ايران در دست نيست همينقدر از بعضى اشيائى كه بتدريج جمعآورى شده و در اروپا و امريكا موزههاى عمومى يا اعيان باذوق از آنها مجموعههائى ترتيب دادهاند به خوبى معلوم مىشود كه غير از نقاشى يك رشته صنايع ديگر نيز در دورهء مغول معمول بوده كه آثار هنر دست استادان ايرانى در آنها كاملا نمودار است و از مشاهدهء همانها نيز كمال توجهى را كه اين ملت به ظرافتكارى و نمودن جنبهء جمال و ذوق داشتهاند مىتوان دريافت و اهم اين صنايع كاشىكارى و ساختن ظروف سفالين و منبتكارى در روى در و چوب و نقره در روى فلزات و بافت پارچههاى معمولى و زربفت و ساختن اسلحه و غيره است . نسج پارچههاى قيمتى كه از قبل از استيلاى مغول نيز در ايران رواج كلى داشت در عهد ايلخانان همچنان به حال ترقى باقى ماند بلكه رونق آن زيادتر از پيش شد چه امرا و عمال و وزرا كه هر سال بايستى مبلغى از جنس بعنوان هديّه و تحفه بحضور ايلخانان بفرستند بافت پارچههاى زربفت را در مراكز حكومت و قلمرو امارت خود تشويق مىنمودند و كارخانههاى متعدّد براى اين كار در تبريز و گرجستان و بغداد و مرو و طوس و شوشتر و شيراز و نيشابور وجود داشت و مغول در جزء پيشهورانى كه در ابتداى فتح بلاد به مغولستان و قراقروم كوچ مىدادند مخصوصا عدّهاى از استادان پارچهبافى را كه در بافت منسوجات زركش و زربفت مهارت داشتند اختيار مىنمودند چنان كه در سال 629 پس از فتح تبريز چون مردم آن شهر براى تقديم به اوگتاىقاآن خيمهء گرانبهائى از اطلس و سمور و سنجاب درست كرده بودند جماعتى را كه در اين هنر استاد بودند به مغولستان بحضور او فرستادند . در عهد حكومت عطا ملك جوينى كارخانجات بغداد بواسطهء تشويق او اعتبار